زمانیکه کسی که دوستش دارید مبتلا به سرطان می شود
زمانیکه کسی که دوستش دارید مبتلا به سرطان می شود
راهنمایی برای سازگاری کودکان
نویسنده: Alaric Lewis OSB
تصویرگر: R.W.Alley
پیامی برای والدین ، معلمان و دیگر بزرگسالانی که از کودکان نگهداری می کنند.
درگیری یکی از اعضای خانواده با یک بیماری مزمن یکی از چیزهاییست که زندگی روزمره خانواده را متاثر می سازد. جراحی، شیمی درمانی، رادیوتراپی، مراجعات به پزشک و... ، نه تنها بسیار وقت گیر هستند بلکه باعث کاهش انرژی ، ایجاد نگرانیهای بهداشتی، افزایش ترسها و ناامیدی می شود. سازگار شدن با شرایطی که به سبب سرطان ایجاد شده است، هم برای بیمار و هم خانواده او مسئولیت طاقت فرساییست. این مباحث می توانند برای کودکان بیشتر آسیب رسان باشند. بزرگسالان در فهمیدن مسائل پیچیده مرتبط با سرطان و مسئولیتهای ناشی از آن برای ادامه روند زندگی خانوادگی توانمند تر هستند؛ ولی کودکان دچار گیجی، ترس و سو تفاهم بیشتری در مورد بیماری و درمانش می شوند. کودکان اغلب در حاليكه از آنچه پيش آمده است سر در گم هستند، در اين فرآيند گم مي شوند و نقش خود در اين جريان را پيدا نمي نمايند. هرچند به طور طبيعي مشخص است كه كودكان توان تحمل تنشي كه بزرگسالان از پس آن بر مي آيند را ندارند.
بزرگسالان بايد به اين امر توجه نمايند كه نيازها و پاسخهاي كودكان با بزرگسالان متفاوت است. زمانيكه من يك پسر بچه بودم و مادرم در حال مرگ از بيماري هوچكين بود، بقيه بزرگسالان سعي مي كردند كه مرا از واقعيت بيماري مادرم جدا سازند. زيرا تصور مي كردند من جوانتر از آنم كه اين مساله را درك كنم. در حاليكه سوالاتي كه در آن زمان ذهن مرا به خود مشغول ساخته بود بسيار واقعي بود. با توجه به فقدان جوابهاي صحيح براي سوالاتم ، من اغلب به فرضيه هاي ناقض خودم متوصل مي شدم. كودكان هيچ وقت براي فهميدن بسياري از توضيحات خيلي جوان نيستند و بزرگسالان بايد به ياد داشته باشند كه صحبت با كودكان براي درك كردن، خودآگاهي، و توانايي نهايي آنها براي سازگاري حياتيست.
در روبرو شدن با چنين آشفتگي ذهني اي ، كودك ممكن است عكس العمل نشان داده و زودرنج و شكننده گردد. صبوري كردن – كه در روزهاي سخت اغلب دشوار مي نمايد- تنها چيزيست كه مي تواند شرايط را قاعده مند نمايد. فرصت يافتن كودك براي كودكي كردن، لذت بردن و بازي كردن، و با كودكان ديگر وقت گذراندن، به مديريت اين شرايط كمك مي كند.
اين كتاب احتمالا به كودكان براي سازگاري با سرطان در زندگيشان كمك خواهد كرد. آنها را به سمت ادراك سالمتري از چگونگي تاثير بيماري بر خانواده ، فرد مبتلا و دنيايشان راهنمايي خواهد نمود. و احتمالا در ميانه بيماري كمي آرامش شفا دهنده به آنها هديه خواهد كرد.
سرطان چیست؟
بدن شما مانند يك ماشين از اجزای کوچکي تشكيل شده که اعضای بزرگ را می سازند که آنان نیز اجزای بزرگتر را میسازند. کوچکترین جزء سلول نام دارد. سلول آنقدر کوچک است که نمی توان آن را با چشم دید و بر ای دیدن آن نیاز به میکروسکوپ دارید. سلول ها در کنار هم بافت را تشکیل میدهند و بافت ها با کار کردن در کنار هم اعضاء را تشکیل میدهند و اعضاء نیز به ما در نفس کشیدن، غذا خوردن، پمپ کردن خون و مبارزه با بیماری کمک میکنند.
گاهی برای سلول ها اتفاق بدی می افتد و این سلول های بیمار در کنار هم جمع می شوند و در این صورت ممکن است باعث آسیب به بافت ها، اعضاء و بدن شوند و فرد را بیمار کنند. به این تغییرات سرطان می گویند.
از سوال پرسیدن نترسید
انواع مختلف سرطان وجود دارد که هر کدام میتوانند به قسمت خاصی از بدن آسیب برسانند. شاید مایل باشید دقیقا بدانید چه اتفاقی در بدن فردی که شما دوستش دارید می افتد.
از یکی از اعضای فامیل یا یکی از معلمانتان بپرسید کدام قسمت بدن فردی که دوستش دارید آسیب دیده است. آنها می توانند به شما کمک کنند که در اینترنت یا دائرۀ المعارف اطلاعات لازم را به دست بیاورید. در این منابع تصاویر و اطلاعاتی مربوط به بافت ها و اعضاء آسیب دیده به وسیله سرطان وجود دارد. این اطلاعات به شما کمک میکنند فرق یک بدن سالم ( مانند بدن خودتان) و یک بدن بیمار را بدانید.
کلمات ترسناک همیشه ترسناک نیستند
گاهی شما کلمات سختی می شنوید که دیگران می گویند و شما متوجه آن نمی شوید. این کلمات ممکن است به نظر ترسناک بیایند، مانند: بیوپسی، شیمی درمانی و بهبودی .
از یک نفر کمک بخواهید که این کلمات (و هر کلمه دیگری که ممکن است شنیده باشید) را برای شما توضیح دهد. وقتی معنی آنها را بفهمید، متوجه می شوید که چندان هم ترسناک نیستند. برای مثال، بیوپسی به معنی " بررسی کردن و کنکاش برای فهمیدن اینکه چه مشکلی وجود دارد." است؛ شیمی درمانی یعنی " تمیز کردن درون بدن برای کمک به سلول های بیمار." و بهبودی از همه معنای بهتری دارد: " فرد اکنون حالش بهتر است."
تقصیر تو نیست
این طبیعیست که بخواهید بدانید چرا یک اتفاق می افتد. شاید بخواهید بدانید مثلا چرا پدربزرگ سرطان گرفته است. پزشک ها می دانند که بعضی چیزها ( مثل سیگار کشیدن) ممکن است باعث ایجاد سرطان شوند. ولی هنوز چیزهای زیادی هست که آنها نمی دانند و هرگز نمی توانند با اطمینان به "چرا" جواب دهند.
وقتی ما نمی دانیم چرا اتفاقی می افتد، گاهی ممکن است از خودمان بپرسیم آیا ما کاری کرده ایم که این اتفاق افتاده است؟ ممکن است فکر کنیم که چون تقصیر ما بوده، هیچ کس به ما نمی گوید "چرا" این اتفاق افتاده.
اما افراد گاه بیمار می شوند و بعضي وقتها اوضاع اينطوري پيش مي روند.
باید این را بدانید که این مشکل را شما ایجاد نکرده اید و شما تقصیری ندارید.
- Prev
- Next >>


