نام کاربری
کلمه عبور
فراموشی کلمه عبور
ثبت نام
 
ثبت نام برای دریافت اخبار
 
بازدید ها
امروز : 70
روز گذشته : 147
هفته گذشته       : 539
ماه گذشته : 2466
سال گذشته : 7609
کل بازدید ها : 7609

به وب سایت مؤسسه سپاس خوش آمدید  

                                                                                                                                                                                             تهيه مطالب اين بخش:يارائي 

 

به اینکه خوشبختیم افتخار می کنیم؟

فکر کنم شما هم این تجربه را داشته باشید که وقتی به اقوام و دوستان می رسیم و از اوضاع و احوال شخصی یکدیگر سوال می کنیم کمتر کسی هست که گله و شکایت نکند و از دلایل ساده خوشبختی خود حرف بزند.

حتی در تجربه ای شخصی وقتی گروهی از دوستان در مورد عدم رضایت از شرایط زندگی خود صحبت می کردندو ارزیابی منفی از احساسات و عملکرد بیرونی خود داشتند، یکی از دوستان ابراز کرد که در این جمع خجالت می کشد که بگوید کاملا احساس خوشبختی می کند و می تواند مدیریت بحرانهای زندگی خود را به دست داشته باشد...

یکی از خصوصیات جدید فرهنگی ما شاید این باشد که در هنگام ارزیابی شرایط و نقد اطراف فقط نکات منفی موجود را می بینیم و به این دیدگاه منفی خود افتخار هم می نماییم. بیایید یک تمرین آسان با هم انجام دهیم . با خود قرار بگذارید در یک فاصله زمانی مشخص فقط و فقط نکات مثبت هر قضیه ای را  مد نظر قرار دهید. باز در تجربه ای این چنینی دریافتم که نکات مثبت را دیدن با وجود فیلترهای ذهنی منتقدانه ما بسیار مشکل است، اما با تمرین این نحوه ارزیابی حداقل می توانیم به داشتن دیدگاهی واقع بینانه عادت کنیم و تنها به بیان نکات منفی هر قضیه عادت نکنیم.

در عین حال کمی در این مورد بیندیشیم که آیا به اندازه کافی جرات ورز هستیم که در یک گروه بزرگ که همه به احساس بدبختی کردن ، افتخار می کنند از دلایل ساده ای که باعث خوشبختی ماست صحبت کنیم؟

 

                                                                                                                                                                                              

 اطلاعات بیشتر در مورد دوره های آموزشی موسسه سپاس

 

        پذیرای خود باش

 

وقتی کسی احساسات ناخوشایندی را تجربه می کند ، عموما با دو مشکل عمده روبروست. یکی اینکه چگونه از پس شرایط محیطی که احتمالا احساسات منفی را تشدید می کنند بر آید، دوم اینکه در لحظاتی که احساس ناخوشایندی دارد دیگر خودش را دوست ندارد و حتی به خاطر این احساسات منفی به سرزنش خود پرداخته و می خواهد هر چه سریعتر احساس خود را تغییر دهد.

خوب اگر چیزی باعث ایجاد احساسات ناخوشایند در ما شده صد البته که باید بتوانیم هیجان منفی را تشخیص داده و تغییر دهیم، لیکن قبل از آن حتما باید تجربه احساسی ایجاد شده را بشناسیم تا در ساختار ذهنیمان توان مقابله های آتی  با شرایط ایجاد این هیجان را داشته باشیم. یعنی باید بتوانیم خودمان را در شرایطی که احساس ناخوشایندی داریم تحمل کنیم، در مورد علت ایجاد این احساس آگاهی پیدا کنیم و راهکار تغییر آن را نیز بیابیم. ولی چیزی که از همه مهمتر است این است که خودمان را در شرایطی که احساس منفی داریم نیز دوست بداریم.

 یادمان باشد هر چیز که کامل باشد خاکستریست! پس انسانی که در تعادل است در کنار همه تجارب و احساسات خوشایند ، لحظات و احساسات ناخوشایند نیز دارد . در تمامی لحظاتی که احساس ناخوشایندی را تجربه می کنیم یادمان باشد این احساسات کاملا طبیعیست و از ضعف یا بد بودن ما ناشی نمی شود. دوست داشتن خودمان در شرایط تجارب احساسی ناخوشایند ، دنیای تجربی و شناختی ما را بزرگتر می کند . وقتی خودمان را با هر گونه احساسی بپذیریم و دوست بداریم ، تمرینی انجام می دهیم که در پذیرش احساسات اطرافیان  نیز راحتتر عمل کنیم و همواره به خاطر داشته باشیم که هر انسانی باید فرصت تجربه احساسات متفاوت خود را داشته باشد. 

 اطلاعات بیشتر در مورد دوره های آموزشی موسسه سپاس

 

 باور کن دنیا خاکستریست

 توجه کرده اید که افراد متفاوت در مقابل رویداد های محیطی یکسان عکس العملهای بسیا متفاوتی نشان میدهند؟

مثلا اگر کارگران یک کارخانه همه با هم اخراج شوند ، عکس العمل آنها به قدری متفاوت است که شاید یکی از آنها همان لحظه اقدام به خودکشی نماید ولی دیگری آگهی های روزنامه را بخرد تا دنبال کار جدیدی بگردد ! و خب بین این دو رفتار طیفی از عکس العملهای متفاوت هم وجود دارد.

این تفاوت رفتار در مقابل محرک خارجی یکسان، دلایل متعددی دارد ، از ساختار شناختی فرد تا تجربه های دوران کودکی و خیلی چیزهای دیگر می توانند در این میان نقش بازی کنند .  یکی از این دلایل هم انتظاریست که هر فرد از جهان خارج دارد.

فکر کنید کسی در ذهن خود دنیا را مکانی بهشت گونه می شناسد. جایی که ناکامی و درد در آن جایی ندارد و همه چیز همیشه طبق دلخواه پیش می رود.(سفید) خب اگر این فرد ناگهان با کوچکترین ناکامی در دنیا روبرو شود، تمام دنیای شناختی اش به هم می ریزد و شدیدا برآشفته می شود و بسته به اینکه برای حل مسائل خود چه راهکارهایی بشناسد ممکن است حتی به اقدامات آسیب رسان دست بزند.

از طرف دیگر اگر فرد دیگری دنیا را همواره محل ناکامی و درد کشیدن تصور کند (سیاه) نیز در مقابل حوادث عکس العمل متناسب نشان نمی دهد. او معمولا با کوچکترین مشکلی دست از هر گونه تلاش می کشد، سریعا انگیزه و انرژی خود را از دست می دهد و خود را همواره قربانی میداند.

 در مقابل این دو گروه افراد کسانی نیز هستند که الگوی شناختی آنها از دنیا یک الگوی واقع بینانه است.(خاکستری) این افراد دنیا را جایی می دانند که سختی و آسانی در کنار هم در جریانند و کل امور آن نسبیست. آدمها در دنیا ی این افراد هرگز بت نمی شوند چون می دانند هر آدمی در مقابل نقاط قوت خود ضعفهایی نیز داردو چه بسا هر کس نکات مثبت بیشتری دارد نکات منفی اش هم ، همتراز آنهاست (افراد متعادلند، نه خیلی خوبند نه خیلی بد. فقط آدمند!) این افراد  هر حادثه را یک قسمت از زندگی می دانند و با هیچ چیز کل حیات خود را زیر سوال نمی برند پس معقول تر در مقابل حوادث تصمیم می گیرند و بسته به اینکه از نظر کنترل بر دنیا چگونه باشند به اقدام مقتضی دست میزند.

البته این دسته از افراد نیز طیفی بین سفید و سیاه را تشکیل می دهند که بسته به روشنی و تیرگی شناختهایشان شکل گرفته است.

فرد سالم  که ازحوادث زندگی آسیب کمتری می بیند و در مقابل اتفاقات عکس العملهای کارساز نشان میدهد دنیا را نه بهشت می داند نه جهنم بلکه معتقد است که دنیا خاکستریست.

 

 

 اطلاعات بیشتر در مورد دوره های آموزشی موسسه سپاس

                                 

 

بر افکار خویش آگاه باشید

 

 هم اکنون اولین گام را برای ارتقاء سطح رضایتمندی خود از زندگیتان بردارید.

 

امروز با هم مسیری را آغاز می کنیم که ما را  برای داشتن احساسی بهتر و زندگی ای لذت بخش تر یاری رساند.

 

در آغاز یک تمرین ساده ... 

 

فقط در هر لحظه به افکار خویش آگاه باشید...

 

"آلبرت الیس" از  نظریه پردازان روانشناسی که نظریه درمان منطقی هیجانی را پایه گذاری کرده است ، عقیده دارد این وقایع بیرونی نیستند که ما را آشفته می سازند. بلکه باور و دیدگاه ما نسبت به وقایع است که احساسات و هیجانات ناخوشایند را در ما بر می انگیزد. لذا اگر در هر لحظه به منطقی که به کار می بریم و فیلتری که حوادث را از آن عبور می دهیم آگاه باشیم، تا حد زیادی می توانیم از ایجاد احساسات منفی جلوگیری کنیم.

وجود عقاید و تفکراتی که خودمان فکر می کنیم عین واقعیت هستند ولی در واقع به هیچ وجه دلیلی بر منطقی بودن آنها وجود ندارد ، عاملیست که باعث قضاوت در مورد خود ، دیگران و وقایع می شود و احساسات ناخوشایند را در فرد بر می انگیزد. آلبرت الیس و سایر شناخت درمانگران منجمله" آرون تی بک "،  به شناسایی این افکار غیر منطقی  که بسیاری از ما آنها را قوانین و اصول غیر قابل تخطی می دانیم می پردازند و راهکارهایی ارائه می دهند تا هر فرد نیز بتواند این افکار غیر منطقی خود را شناسایی و با زیر سوال بردن آنها از تاثیرات منفی آنها بر احساسات خود بکاهد.

 

پیش از آنکه این باورها را با شما در میان بگذاریم ، فقط لطفا اولین گام را بر دارید و به آنچه در فکر شما می گذرد آگاه باشید.

  اطلاعات بیشتر در مورد دوره های آموزشی موسسه سپاس

                                                               

خود گویی ها

 شاید گاهی به این توجه کردهاید که بعضی افراد با صدای بلند با خودشان صحبت می کنند. گاهی افراد به این وضعیت می خندندو گاهی نیز با تعجب به فردی که با خودش صحبت می کند نگاه می کنند.

ولی حرف زدن با خود مساله نا متعارف و عجیبی نیست. فقط اکثر افراد با صدای بلند با خودشان صحبت نمی کنند بلکه در ذهنشان با خودشان گفتگو میکنند. اگر هر روز در حین انجام فعالیتهای روزمره کمی دقت نمایید متوجه می شوید که شما نیز گاهی ( و شاید همیشه!) با خودتان صحبت می کنید.این صحبت کردن با خود را  "خودگویی" می نامند. خودگویی ها همان افکار و منطقی هستند که ما در اعمالمال به کار می بریم یا به واسطه آنها تصمیم گیری می کنیم.

 اگر خودگویی های هر فرد را بررسی نماییم متوجه می شویم همین خودگوویی ها منشا هیجانات ، احساسات و اعمال فرد نیز هستند. مثلا فردی که دائما با خود تکرار می کند که نمی تواند مسئولیتی را درست انجام دهد ، اغلب یا به آن کار اقدام نمی نماید یا در صورت اقدام نیز در آن مسئولیت شکست می خورد.  آگاه شدن به خودگوییی هایمان می تواند به ما کمک کند که خودگوویی های منفی که کارکرد ناسالم دارند بشناسیم و با اصلاح آنها یا حد اقل پرهیز از تکرار آنها در ذهن احساس و عملکرد خود را بهبود بخشیم.

به عنوان قدمی دیگر به سوی ارتقا احساس خوشبختی  می توانیم اراده کنیم که خود گوییهایمان همان باشند که ما می خواهیم باشیم.

                     اطلاعات بیشتر در مورد دوره های آموزشی موسسه سپاس                                          

مغز و خوشبختی!

 

 

  متخصصان علم مغز شناسی ،معتقدند تمامی احساسات ، افکار ، رفتار و نیز همه آنچه واقعیت می پنداریم در مغز جایگاهی دارد. کما اینکه با رویا پردازی ( که منشا رویا در مغز است ) می توانیم احساسات مطبوع یا نا مطبوع همراه رویا را در خودمان ایجاد کنیم بدون اینکه در جهان مادی قابل ادراک سایر افراد بشر واقعیت داشته باشد. . پس منبعی که  به ما احساس خوشبختی ، بد بختی ، ترس ، شادی یا هر احساس دیگری می دهد مغز است .

 حال پس اگر ما می توانستیم کاری کنیم که مغزمان احساس خوشبختی را ایجاد نماید ، صرف نظر از اینکه در دنیای بیرون چه اتفاقی بیفتد میتوانستیم احساس خوشبختی کنیم. مثلا فکر کنید چه خوب بود اگر بلد بودیم دکمه خوشبختی مغز کجاست و هر گاه احساسات ناخوشایند برایمان ایجاد می شد با فشار دادن این دکمه احساس خوشبختی را بر می گرداندیم.

این دکمه واقعا وجود ندارد ولی ما می توانیم یک دکمه خوشبختی برای خودمان ایجاد کنیم...!

مغز چگونه تغییر می کند؟

اگر بخواهید چیزی که هم اکنون در مغزتان می گذرد اصلاح شود یا تغییر  کند( مثلا ناگهان احساس کنید تمام مشکلاتتان حل شده و شما خیلی آرام و خوشبختید)  دو راه حل بیشتر ندارید ، یا واقعا این تغییر را تجربه کنید تا احساس همراه آن در مغزتان ایجاد شود یا خودتان با فکر کردن به اینکه اتفاق دلخواه شما واقع شده احساس خوشایند را تجربه و آن را با خودتان نگه دارید.

... خب پس همین الان چشمهایتان را ببیندید .تصور کنید در دنیای بیرون تک تک اتفاقهای دلخواه شما واقع شده ، مطمئننا این تخیل خیلی آسان نیست ولی لطفا کمی برای ایجاد آن وقت بگذارید و سپس احساس همراه این تصور را تجربه کنید.  اگر چند ین بار این تجربه را تکرار کنید و در ایجاد احساس خوشایند توانمند شوید حالا شما دکمه ای در دست دارید که هر زمان خواستید می توانید آن را بفشارید تا خوشبخت باشید...

 

 اطلاعات بیشتر در مورد دوره های آموزشی موسسه سپاس

                                                               

 

مانترای ذهن

 

 مانترا جمله ایست که هر فرد ابتدا به صورت خود آگاه انتخاب  می کند ( یا از مرشد خود می آموزد) و آنقدر آن را تکرار می نماید که پس از مدتی کاملا ناخودآگاه آن را تکرار می کند و آن جمله یا عبارت قسمتی از ذهن ، احساس و رفتار فرد را شکل می دهد و حتی می توان از روی مانترای هر فرد اتفاقات آتی زندگیش را پیشبینی نمود.

 

اگر زندگیتان برایتان لذت بخش نیست ، اگر هر لحظه از حیاتتان احساس لذت زنده بودن را تجربه نمی کنید ، اگر خوشحال نیستید ، لطفا مانترا و ذکر نا هوشیار خود را شناسایی کنید و با تغییر آن به شیوه ای که احساس بهتری برایتان ایجاد کندو تکرار این مانترای جدید ، کاملا بر آنچه بر شما می گذرد آگاه و مسلط شوید.

  اطلاعات بیشتر در مورد دوره های آموزشی موسسه سپاس

چاپ      ارسال به دوستان
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه سپند آسایش پارس(سپاس) میباشد

Powered by:EasyPage 2003-V7